بهداشت نوبت چهارم
ها دوباره سلام
هفته پیش سه شنبه مورخ 26 فروردین 93 نوبت بهداشت داشتم
از اونجایی که خونه بابا بزرگ بودم عمو محسن زحمت بردنمون به بهداشت رو کشید
خداروشکر خلوت بود و همون اول رفتیم داخل اتاق
اول وزنم رو اندازه گرفت بعد صدای قلبت رو شنیدم بعد اندازه رحم رو گرفت و بعدشم فشار خونم رو
که خداروشکر همه این موارد خوب بود و به جا
برام آزمایشای ماه هفت رو نوشت که برم بدم همون آزمایشی که توی پست قبلی برات گفتم عزیزم
پنج شنبه هم رفتم آزمایشا رو نشون دادم بهشون و خیالم راحت شد
فقط گفت یه کم ، کم خونی داری ولی اونم زیاد مهم نیست
خدا رو شکرررررر
هفته دیگه هم باید برم دکتر هم برای چکاپ و هم برای آمپول رگام
ببین مادرجان برای داشتنت چه میکشم....!!!!!!
اون از آزمایشه که سه بار ازم خون گرفت
این از آمپوله که تازه بعد دنیا اومدنت (انشا الله)هم باید دوباره بزنم
هییییییییییییییییی خدا
ولی نمیدونم خدا چه حسی تو وجود ما خانما گذاشته که همه این سختی ها رو (کلا سختی های توی دوران بارداری و بعد دنیا اومدن نی نی)رو تحمل میکنیم ....و بعد دنیا اومدن نی نی همه این سختی ها فراموش میشه .... بزرگیتو شکر خدای مهربونمممممم
مامانی من باید برم دیگه
نهار آماده است و دایی مرتضی باید بخوره بره دانشگاه
منم باید نهارمو زودتر بخورم یکم بخوابم که عصری عمو محسن میخواد بیاد دنبالم بریم خونه بابا بزرگ که امشب به مادر بزرگ کادوشونو بدیم و روز مادر رو تبریک بگیم
باز فردا صبح اگه شد بیام خونه مادر جون و به مادر جون این روز بزرگ رو تبریک بگم
خدا نگهدار تو و بابای مهربونت باشه فرشته آسمونی من
میبوسمت
فعلا بااااااای






بهداشت نوبت چهارم
